ابو الحسن قزوينى

109

فوايد الصفويه ( فارسى )

شدند . بعد از ايامى كه گردون نيلگون شعبده‌ها برانگيخته ، اقتدار الدوله بهادر تشريف فرماى بنارس گرديدند و به جاى او سردار نيكو اطوار مسترجان لمسدن بهادر رسيدند و به دستور اعتضاد الدوله و اقتدار - الدوله به مهماندارى و دل‌نوازى و غمخوارى پيش آمدند ، چون اكثر كارگذاران آصف الدوله ميرزا امان مشهور به يحيى خان از رجال ظال جهال ابطال بدفعال بودند . « 136 » درين سال ، شهزادگان اميه بابريه تورانيه ميرزا على بخت كه جوان نكته‌دان بود و ميرزا محمد ، به سعادت صحبت حضور پرنور ممتاز و سرفراز گرديدند . درين سال سيف الدوله معين الملك سيد رضى خان بهادر صلابت جنگ ، شرفياب صحبت كثير المسرت واقفان حضور اظهر انور شده ، به خلاع فاخره قامت قابليتش زيب و زينت يافت . همچنين خلف صدقش مير محمد حسين خان به خلاع فاخره سرافراز و ممتاز گرديد ( و همچنين درين سال موادى يك صد و يك روپيه صاحبقرانى نذر عيد از طرف مهدى على خان ، مشهدى حاكم غازىپور به نظر اطهر انور گذشت ) « 137 » و همچنين مولوى عبد القادر خان ( 154 چ ) وكيل صاحب كلان مسترجان لمسدن بهادر كه جوان سخى طبع بود ، نذور نمايان گذرانيده ، به خلعت افتخار سرافرازى و از امثال و اقران امتياز يافت . هم درين سال به جهت تمشيت امور ملكى و مالى در سنه يك هزار و دوصد و يازده هجرى مشير خاص ملوك التجار عظيم الوقار كمپنى سردار

--> ( 136 ) - برلين : بدفعال بودند و خود نيز دايم الخمر است لا يعقل در امور ملكى و مالى بىخبر و از كاركنان معتبر او ، جهاد لعل ارشد جهان بود . چون آن حضرت را خيرخواه حقيقى شاهنشاه گوركانى و ملوك التجار كمپنى انگلستان دانسته بود ، نظر به عداوت كه لطيفه انگليس داشت ، آن هنود نابود ، به فخر الدوله معين الملك مسترجان لمسدن بهادر فيروز جنگ وانمود كه خرج مطبخ حضور شاهزادهء صفوىنژاد از سركار وزير مقرر نيست . چون فخر الدوله جان لمسدن به مقام تحقيق درآمد و در آن اوان نوشته ، عمده يكان زمان اعتضاد الدوله كرنيل پالمر بهادر به مستر جان لمسدن بهادر رسيده ، كذب اقوال جهاد لعل معلوم گرديد و باز به دستور معين ماضى خرج مطبخ به ملازمان آن حضرت رسيد . چون درين ازمنه جمع سرداران مسلم و هنود به كفران نعمت و طغيان طبيعت خداوندان نعمت كه عبارت از سلسله عليه صفويه و سلسله جليه بابريه و طبقهء رفيعهء انگليسيه باشد . گرفتاراند ، به تخصيص طبقه فخاريه ايرانيه هنديه مبتكر سخن راست بود . جمله نور : تلخ بود تلخ كه الحق مر ( 137 ) - نسخه برلين فاقد جمله داخل پرانتز است .